
Fired up
یک داستان شلوغ تین ایج و فوق العاده هجو ... . من فیلم زیاد دیدم ولی این یکی دیگه خیلی الکی پر شده بود . داستان دو تا برادره که تمام عمرشون رو صرف قرار گذاشتن با دختر ها و سر به سر اونها گذاشتن می کنن . و یک روز می فهمن که مسابقه ی رقصنده های تشویق کننده در شرف برگزاری و در اون سیصد دختر زیبا شرکت می کنن و اونها که دیگه دختر های دبیرستان دلشون رو زده سعی می کنن به این مسابقه راه پیدا کنن تا دختر های جدیدی رو پیدا کنن .
خوب کاملا معلومه که در این مسابقه یکیشون عاشق می شه و مسیر زندگیش تغییر می کنه .
عملا نصف بیشتر فیلم با شوخی های مسخره پر شده البته منظورم این نیست که فیلم بدیه ولی ازش انتظار یک فیلم با معنی نداشته باشین فیلم صرفا سرگرم کننده است . پس یک ظرف بزرگ پاپ کرن دستتون بگیرید و بعد روی Play کلیک کنید و از دیدن این فیلم لذت ببرین .
خیلی داستان رو لو دادم ! اگه براتون مهمه نخونید .
Twilight
بلا دختری که پدر و مادرش از هم جدا شدند بعد از ازدواج دومش به محل زندگی پدرش می ره تا بقیه ی عمرش رو با اون بگذرونه . بلا در یک مدرسه ثبت نام می کنه و در این مدرسه با پسر عجیبی به اسم ادوارد اشنا می شه ادوارد و خانواده اش در روز های به خصوصی ناپدید می شن و بلا سعی در کشف راز اونها داره و در این بین قتل های مشکوکی هم در منطقه اتفاق می افته ! تا این که بلا از راز خانواده اگاه می شه و می فهمه اونها خون اشامند . ولی خون اشام های مهروبن که مردم رو نمی کشند و از خون حیوانات تغذیه می کنند . اما این قتل ها زیر سر سه خون اشام دیگه است که به این منطقه اومدند . و می خواهند از خون بلا استفاده کنند .
New Moon
ادوارد برای حفظ زندگی بلا اون رو ترک می کنه و ژاکوب پسری که اونجا زندگی می کنه دل به بلا می بنده ! هر چند بلا هیچ توجه ی بهش نداره ! در این بین بلا از راز ژاکوب اگاه می شه و اون و افراد خانواده اش به خواست خودشون می تونن تبدیل به گرگ بشن و دشمن باستانی خون اشام ها هستند . داستان انتظار و تلاش بلا را برای دوباره به دست اوردن ادوارد دنبال می کنه .
The Twilight Saga: Eclipse
کلی خون اشام جمع می شن تا بلا رو از بین ببرن و اصلا هم معلوم نیست چرا ادوارد اون رو تبدیل نمی کنه تا از این جنگ ها جلو گیری کنه 1 خون اشام ها و گرگ ها برای دفاع از بلا متحد می شن و یک سری جنگ پیش می اد . و بلا مجبور می شه که انتخاب کنه !
شخصا سری فیلم های twilight رو فقط می بینم که دیده باشم . به نظرم داستان خیلی بی سر وته ه ! مثلا اصلا معلوم نیست چرا ادوارد بلا رو تبدیل نمی کنه ! یا دیگه خون اشام ها با نور افتاب از بین نمی رن و گرگ ها نیازی به نور ماه ندارن ! بیشتر به نظر می اد کارگردان برای حفظ گیشه یک داستان عاشقانه ی عادی رو با چاشنی خون اشام و مبارزه های اونها تلفیق کرده ! اونهم با بی سلیقه گی کامل ! البته از حق نگذریم خیلی جلوه های ویژه ی فیلم قوی کار شده ولی خب به قول یک دوست این ها فیلم های کاپیوتری اند و فقط برای سرگرمی ساخته شده اند .
امیدوارم از دیدن این فیلم لذت ببرید .
کژوان عزیزم در یکی از ژست های اخیرش در باره ی فیلمی نوشته بود که از یک فرمول قدیمی استفاده می کرد . ولی با این وجود خیلی خوش ساخت و فوق العاده بود . the blind side هم از یک فرمول قدیمی استفاده می کنه .
مایک پسر بینوای سیاه پوست اواره ی دنیای سفید هاست اون نه پول داره نه خانواده و نه حتی لباس و یا یک جای گرم ! ولی یک دل مهربون داره ! یک شب که دنبال یک جای گرم می گرده لی ان مادر یک خانواده ی خوشبخت و اروم اون رو پیدا می کنه و تصمیم می گیره بهش کمک کنه ! اون برای پسرک غذا لباس و جای گرم فراهم م می کنه . و استعداد هاش رو کشف می کنه و سعی می کنه اونها رو شکوفا کنه ! لی ان مایک رو یکی از اعضای خانواده می دونه و از هیچ کاری برای ارامش اون فرو گزار نیست . خب بر اساس اون فرمول قدیمی باید مشکلاتی هر چند ناچیز هم سر راه خیر خواهی این بانوی مهربان قرار بگیره ! مشکلاتی از قبیل نگاه بد دوستانش و ... .
فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده و داستان زندگی یکی از مشهور ترین بازیکنان فوتبال امریکایی رو بازگو می کنه !
ساندرا بولاک برای نقش لی ان جایزه ی اسکار برده که واقعا حقش بوده ! نمی دونم چرا ولی اخرش که گریه می کرد خیلی صحنه ی اثر گزاری بود .
این فیلم واقعا ارزش دیدن داره یه جورایی شبیه داستان های پریانه که بچه بودیم می خوندیم !با یک ظرف بزرگ چیپس بشینید این فیلم رو بینید .

خیلی وقت بود که فیلم درام ندیده بودم چند روز پیش که رفتم فیلم بخرم فروشنده گفت این فیلم خیلی قشنگیه و حتما باید بخریش ! ولی جدا فیلم قشنگیه .
داستان در رابطه با یک مربی تنیس به اسم کریسه که تو لندن تدریس می کنه شاگردش یک پسر پولداره و اون رو با خانواده های پولدار شهر اشنا می کنه کریس یواش یواش وارد خانواده ی اونها می شه و با خواهر شاگردش کلویی اشنا می شه و به هم علاقه مند می شند و ازدواج می کنند در این بین نامزد شاگردش نولا دختر زیباییه از یک خانواده ی فقیر که کریس عاشق اون هم می شه .... .
داستان روی چند عشق که به هم گره خورده اند شروع می شه ولی وارد مسائل خیلی پیچیده تری مثل عشق به فرزند و خیانت و ... می شه و واقعا جذابه .
برای طرفداران اسکارت جوهانسون بگم که نقش نولا به عهده ی این بازیگر زیبا و جذابه ! ( به نظرم همین برای دین این فیلم کافیه . )
این فیلم واقعا فیلم فوق العاده ایه حتما ببینید .

فیلم داستان یک ماموره که ه جزیره ای می اد که در حقیقت یک تیمارستان بزرگه ( اگه فرض نکنیم که کل دنیا یک تیمارستان بزرگه البته ) و سعی می کنه تا پرده از راز جزیره برداره و در این بین درگیر حوادث تکان دهنده ای می شه ... .
شرمنده بیشتر از این نمی تونستم توضیح بدم داستان لو می رفت . فیلم ساخته ی اسکورزیه و دیکاپریو نقش اولش رو به عهده داره و از نظر من بازیش در حد یک معجزه است . من در حدی نیستم که بخوام در این باره نظر بدم ولی به عنوان یک نظر کاملا شخصی دیکاپریو با انتخاب هاش یک سیر صعودی رو بعد از تایتانیک طی کرده که شخصا باقی فیلم هاش رو خیلی بیشتر از تایتانیک دوست دارم و به نظرم با بالاتر رفتن سنش شعورش هم افزایش پیدا کرده نه این که مثل خیلی هاای دیگه توی گیشه گم بشه تا پواش یواش فراموش بشه ! لوناردو دمت گرم !
سر بن کینزلی هم در این فیلم نقش دکتر مسئول کل تیمارستان رو بر عهده داره و واقعا در این نقش خوش درخشیده ! نگاه مرموز و قاطعش در مقام یک دکتر در وجود بیننده رسوخ می کنه و در بعضی صحنه ها ببیننده فراموش می کنه که داره یک فیلم رو تماشا می کنه !
در کل فیلم جالبیه هرچند ادم رو سر در گم می کنه ! البته به نظرم تو تابستون فیلم خوبی نیست شاید اگه خیلی حوصله داشتین و می خواستین یک ماجرا رو دنبال کنین این فیلم رو ببینین .
خودم اصلا حوصله نداشتم و فقط می خواستم با دیدن یک فیلم فکرم رو از فکر کردن به یک سری مسایل باز دارم که دیدن این فیلم بیشتر باعث شد سر درد بگیرم . پس با یک فکر اروم در یک محیط خلوت این فیلم رو تماشا کنین و لذت ببرین .